توضیح کامل افسردگی

مجموعه: روانشناسی, سلامت روان
تاریخ انتشار: 2018-01-23
نویسنده:mehrdadno
تعداد بازدید: 47
توضیح کامل افسردگی
اگر این مقاله مفید بود با دوستانتان به اشتراک بگذارید :

توضیح کامل افسردگی

depresion1

توضیح کامل افسردگی

با كمال تعجب و تاسف امروزه بیش از سیصد میلیون نفر در دنیا مبتلا به افسردگی هستند. افسردگی نوعی ناراحتی است كه به مدت خیلی طولانی یعنی از ادوار بسیار قدیم، از زمانی كه موارد بیماری ها ثبت شده است، افراد بشر را رنج داده است.

در واقع افسردگی اولین نامی است كه در دو هزار و چهارصد سال پیش پزشك مشهور یونانی به نام بقراط كه آنرا مالیخولیا می نامید به كار برده است.

ما انسان ها به درجات مختلف، كمتر یا بیشتر استعداد ابتلا به افسردگی را داریم، همان طوری كه استعداد مضطرب شدن، غمگین شدن و عاشق شدن را نیز داریم. افسردگی چیزی نیست كه بگوییم جز طالع و یا اقبال ما بوده است. در طول تاریخ افراد مشهوری نیز به آن مبتلا شده اند كه می توان به آبراهام لینكن رئیس جمهوری اسبق آمریكا، وینستون چرچیل نخست وزیر اسبق انگلستان، جین سی بی لیوس آهنگساز مشهور فنلاندی اشاره كرد.

بر همین اساس می توان گفت كه افسردگی نشانه ی ضعف و ناتوانی افراد بشر نیست جالت است بدانید كه حیوانات نیز به افسردگی مبتلا می شوند و رفتارهای مشابه رفتار انسان از خود نسان می دهند. افسردگی نوعی از تفكرات مزاحم است كه در حاشیه هوشیار ذهن قرار گرفته و به طور دائم به نوعی زمزمه و گفت و گوی درونی می پردازند. چنانچه چنین افكاری براساس روش های خاص درمانی، شناخته شوند و به قسمت آگاه ذهن منتقل كردند(جایی كه ذهن بتواند وجود آن ها را تحمل نماید). در چنین شرایطی است كه اضطراب و افسردگی و یا سایر ناراحتی های روانی و عصبی برطرف شده و از بین می روند. افسردگی حالت بسیار ناراحت كننده ای است كه فرد به آن مبتلا می شود. افسردگی احساس بدبختی و بیچارگی مطلق است. فردی كه مبتلا به افسردگی می شود دارای حالت هایی چون ترس و وحشت، بی خوابی های شبانه، ترس و وحشت از شكست و عدم موفقیت می باشد. ترس و وحشت، از خصوصیات عمده ی این بیماری است و به همین جهت می توان گفت كه افسردگی عبارت است از وحشت و یا زندگی در وحشت. كلمه ی افسردگی از ریشه ی لاتین به نام دپریمیر(deprimere) یعنی فشار دادن به پایین گرفته شده است. در مورد این بیماری بهتر است بدانیم كه نه تنها روی چگونگی احساس ما اثر می گذارد، بلكه روی شیوه ی تفكر ما از اشیا، میزان انرژی، تمركز ذهن، خواب و حتی علایق جنسی ما نیز تاثیر گذار است. بنابراین افسردگی در بسیاری از جنبه های زندگی ما نقش دارد، كه در اینجا به تعدادی از آن ها اشاره شده است:

انگیزه- افسردگی روی انگیزه ما برای انجام دادن امور و كارها اثر می گذارد. ما احساس بی روحی و كسالت می كنیم و فكر می كنیم كه تمام انرژی و علایق ما از بین رفته است و هیچ چیزی ارزش انجام دادن را ندارد و همه چیز عبث و بیهوده است. به قدری ناامید می شویم كه حتی یك بار هم برای انجام كاری اقدام نمی كنیم. اگر ما فرزندانی داشته باشیم علاقه ای نسبت به آن ها نخواهیم داشت و در نتیجه از این امر احساس گناه خواهیم كرد. در محیط كارمان اگر طرحی داشته باشیم كه بسیار مورد علاقه است، انجام دادن آن كسل كننده خواهد بود. هر و حتی به زور و با اكراه برای انجام دادن فعالیت های كوچك روزانه اقدام می كنیم.

بیشتر بخوانید:  توصیه برای موفقیت (۱۰۱ توصیه)

عواطف اغلب مردم فكر می كنند كه افسردگی فقط باعث بداخلاق شدن و بریدن از زندگی می شود، در حالی كه این خصوصیات دقیقا قسمتی از افسردگی است، در واقع نشانه ی اصلی و مهم افسردگی عبارت است از anhedonia كه یك كلمه یونانی به معنی از دست دادن شادابی و نشاط است. یعنی این كه فرد افسرده توانایی انجام دادن هر نوع فعالیتی كه منجر به نشاط و شادابی و سرحالی می شود را از دست داده زندگی پوچ و بی معنی می شود. فرد مبتلا به افسردگی عواطف و احساسات مثبت خود را از دست داده و به طور فزاینده دارای عواطف منفی و خشم می شود.

تفكر- افسردگی روی چگونگی تفكر ما از خودمان، آینده و دنیای اطراف مان اثر می گذارد. به طور كلی افراد افسرده تمایل دارند كه خود را حقیر، پست و بی ارزش بشمارند. اگر شما از یك فرد افسرده درباره آینده اش سئوال كنید می گوید”چه آینده ای، همه چیز تاریك و بی ارزش می باشد، مگر شكست، ناكامی و بدبختی پایانی دارد” همانند بسیاری از هیجانات قوی، افسردگی نیز تفكر ما را به دو بعد انتهایی سوق می دهد. یعنی تفكر ما یا همه است یا هیچ. ما یا كاملا موفق هستیم و یا كاملا حقیر و شكست خورده.

رفتارها- وقتی افسرده می شویم، رفتار ما عوض می شود. درگیر فعالیت هایی می شویم كه كمتر مثبت هستند و از روابط اجتماعی می بریم و سعی می كنیم مخفی باشیم و در انزوا قرار بگیریم. بسیاری از اموری كه قبلا از انجام دادن آنها لذت می بریم، بعد از افسرده شدن انجام دادن آنها كار طاقت فرسایی می شود. برای اینكه به نظر می رسد همه ی امور كوششی بیش از آنچه كه ما به كار میبریم لازم دارند. اگر خیلی مضطرب باشیم سعی می كنیم كمتر با مردم روبرو و از ملاقات آنها اجتناب كرده و اعتماد به نفس اجتماعی خود را از دست می دهیم.

روابط اجتماعی افسردگی ما به هر حال روی دیگران نیز تاثیر می گذارد. حتی اگر سعی كنیم كه آن را از دیگران پنهان كنیم. وقتی افسرده هستیم در ارتباط با دیگران جذابیت خود را از دست می دهیم. در چنین حالاتی اغلب زود رنج شده و در ارتباط با دیگران حالت منفی به خود می گیریم و بیشتر اوقات از كلمه خیر استفاده می كنیم.

بیشتر بخوانید:  طرز فکر دیگران برای شما مهم می‌باشد و به شما صدمه میزند ؟

علل افسردگی: افسردگی علل بسیار مختلفی دارد كه می توان آنها را در سه بخش عمده طبقه بندی كرد:

الف) جنبه زیستی و ژنتیكی

ب) عوامل و علل مربوط به دوران اولیه زندگی

كه در اینجا سعی شده است اشاره ی مختصری به هر كدام از این علل شود:

الف- جنبه زیستی و ژنتیكی: ژن ها حلقه هایی از DNA هستند كه به طور گسترده جریانات شیمیایی بدن را كنترل می كنند. ژن ها هستند كه مشخص می كنند كه یك ارگانیزم چه خواهد شد. مثلا ماهی خواهد شد یا خرگوش و یا انسان. ما ژن های خود را از والدین خود به ارث می بریم و همین ژن ها هستند كه رنگ چشم، رنگ پوست و رنگ موی ما را تعیین می كنند. ژن ها هم چنین چگونگی رشد ما و چگونگی رشد ارگان های جنسی ما را مشخص می كنند. هم چنین عده ای در تعیین نوع شخصیت فرد باری
می كنند علاوه بر این ژن ها، استعداد و آمادگی فرد را برای ابتلا به اضطراب و افسردگی مشخص می كنند. ژن ها یكی از عواملی هستند كه روی سیستم مغز و سیستم انتقال دهنده های عصبی اثر می گذارند. در تحقیقات انجام شده بر روی نوزادان در روزهای اولیه زندگی نشان داده است كه آن ها تفاوت های بارزی از لحاظ خلق و خوی با هم دیگر دارند. بعضی از نوزادان بسیار محتاط و ساكت هستند در حالی كه بعضی دیگر تمایل به ابراز وجود كردن دارند. بعضی بسیار فعال و بعضی دیگر منفعل هستند. هر فردی بجز دوقلوهای یكسان، از نظر ژنتیكی منحصر به فرد است. ما به هیچ وجه دقیقا مشابه یكدیگر نیستیم. احتمالا یك عامل وراثتی زیستی برای آمادگی ابتلا به افسردگی وجود دارد. تحقیقات انجام شده بر روی دوقلوهای یكسان این امر را مورد تایید قرار داده است.

ب- عوامل و علل مربوط به دوران اولیه زندگی: آیا عواملی در زندگی شخصی فرد وجود دارند كه روی انتقال دهنده های عصبی خلق و خوی اثر بگذارند؟ بدون شك جواب مثبت است. یعنی كیفیت و نوع روابط دوران اولیه زندگی ما در حقیقت شكل دهنده انواع مختلف ارتباط سلول های عصبی مغز هستند. چگونگی تكامل مغز در دوران خردسالی و دوران اولیه كودكی بستگی به جریانات اجتماعی كه ما در درون آن زندگی می كنیم دارد. و همانها انواع مختلف تجربیاتی هستند كه محتوی ذهن و خلق و خوی ما را شكل می دهند. مغز كودكی كه دوست داشته می شود و یا مورد محبت قرار میگیرد، به طور كاملا متفاوتی از مغز كودكی كه همیشه متهم شده و یا مورد تهدید واقع می شود رشد و تكامل می یابد. در واقع تحقیقات نشان داده اند كه عشق و محبت بطور مغایر با بی تفاوتی، سردی و سوء استفاده در چگونگی رشد قسمت هایی از مغز كه كنترل كننده خلق و خوی ما دارد. جرقه ی انفجاری و بقای بسیاری از افسردگی ها با استرس است. استرس همیشه عامل تمام مشكلات، ناراحتی ها و غم و غصه ما بوده و می باشد. امروزه ارتباط بین استرس و چگونگی مدارا كردن با آن، با افسردگی مورد تایید بسیاری از روان شناسان و پژوهشگران می باشد. یكی از روان شناسان مشهور به نام ریچارد لازاروس معتقد است كه”شناخت، نحوه ی سازگاری و معنایی كه به اشیا و امور می دهیم، تاثیر عمده ای روی سیستم استرس و عواطف ما می گذارد.” استرس با بسیاری از مشكلات روانی از قبیل اضطراب، زودرنجی، كوفتگی و افسردگی در ارتباط است. لازم بذكر است كه استرس ملایم برای ارگانیزم بدن لازم است، و همچنان كه هانس سلیه كانادایی، متخصص غدد داخلی كه برای اولین بار اصطلاح استرس را به كار برد معتقد است كه استرس ملایم لازمه زندگی است. در حالی كه استرس های مداوم و شدید برای توازن سیستم بدن خطرناك می باشد. توانایی ما برای سازش با استرس و عوامل ناراحت كننده در زندگی بر میزان استرس آور بودن و یا ناراحت كننده بودن یك واقعه تاثیر می گذارد. ما هر چقدر بیشتر روی استرس خود كنترل داشته باشیم به همان میزان بیشتر می توانیم آنها را در اختیار بگیریم و در نتیجه مواد شیمیایی خلق و خوی ما كخ تعیین كننده های رفتار، عواطف و افكار ما هستند، كمتر در آن درگیر می شوند. در واقع استرس های شدید نتیجه تفسیر ما از موقعیت است. به عبارتی می توان گفت كه ما اشیا و امور را آن چنان كه هستند نمی بینیم، بلكه براساس آنچه كه ما هستیم می بینیم. علاوه بر این ها به علل دیگری از جمله مشكلات مالی، نگرانی های شغلی، تعارضات موجود در خانه و محل كار، مشكلاتی كه فرزندان دارند و مشكلات سلامتی نیز می توان اشاره كرد. در ضمن افسردگی ممكن است ناشی از، از دست دادن شغل، پدر و مادر، فرد مورد علاقه، تغییر مكان دادن، منتقل شدن و زایمان نیز باشد. و در نهایت اینكه افسردگی ها از نظر شروع، شدت، مدت دوره و فراوانی با هم متفاوت هستند.

بیشتر بخوانید:  اگر مردی این کارها را کرد، بدانید عاشق شده

ترجمه و تهیه و تنظیم: مهدی داودی

**کپی برداری از این مطلب  ، فقط با ذکر منبع و درج لینک به آدرس منبع آزاد است . 

بیشتر بخوانید:

چطور نسبت به طرز فکر دیگران درباره خودمان بی تفاوت باشیم؟

اگر این مقاله مفید بود با دوستانتان به اشتراک بگذارید :

مطالب مرتبط

نظر شما !!!

نظر شما برای “توضیح کامل افسردگی”

قالب تفریحی